وقتی بودنِ کسی تمام شد باید پذیرفت که تمام شده،
دست و پا زدن فایده ای ندارد،
باید بگذاری برود پیِ کار و زندگیاش، باید قبول کنی که شبیه خوردن یک نوشیدنی که جایی به انتها میرسد، به انتها رسیده.
اگر مدام نی را ته لیوان بچسبانی و هورت بکشی جز یک صدای ناموزون اتفاقی نمی افتد، حالا هی هورت بکش، هی هورت بکش، چیزی دستگیرت نمی شود، فقط توجه اطرافیان به عجز و فلاکت آدم بیشتر میشود،
باید یک جایی نی را از دهانت بگیری، لیوان را بگذاری رویِ میز، و بیخیالِ چند قطرهی باقی مانده شوی، باید بگذاری برود، هورت کشیدنِ آدمی که تمام شده دردی را درمان نمی کند.
+ نوشته شده توسط ساغر در چهارشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۵ و ساعت
8:51 |
برچسب:
نویسنده: یوسف حبیبی
تاريخ: يکشنبه
29 بهمن
1396 ساعت: 11:34