خرید بک لینک
پک های پشت سر هم ... دود، اهنگ بلند ، که خودم را گم کنم در تشنگی تلخی زیاد بعد از یک لقمه شیرینی امروزنه ، شیرین نبود، حتی امروزم. یعنی اصلا مزه یی نداشت، تلخی اکنونم را ترجیح می دهم بر شیرینی واهی عشق ممنوع.مدتهاست با خودم چالشی برگزار نکرده بودم، امروز عمدا خواستم بشکنم...نه بعنوان ضعف بود نه هوا و نه هیچ... خواستم ، خودم خواستم که غرورم را محک بزنم، شاید به نظرش شکسته شدن من باشد ولی در نظر خودم یک تست بود که بتوانم سوالهای سخت درونم را حل کنم. پشیمان نیستم ولی آدم عاشق دیروز هم نیستم.تند تند مینویسم که ساعت به ۱۲ شب نرسد، نمی خواهم روز آمد فردایم را با خاطره گذشته امروز شروع کنم....هنوز عاشقی معنا می شود، ولی معنای عشق من او نبود. + نوشته شده در سه شنبه هفتم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 23:52 توسط ساغر  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: جمعه 31 فروردين 1403 ساعت: 14:02

گاهی و گاهی همیشه حرفهای است برای نگفتن

برچسب: نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 21:17

این روزها، ماهها و سالهای اخیر حس و حال و هوای زن بودنم را دزدیده اند. تبدیل به یک اندام ظریف زنانه با یک افکار تحمیلی مردانه گردیده ام( منظور از مرد، نر بودن نیست). دلم پشتی همانند خودم می خواهد، دلم می خواهد همانند خودم سورپرایز شوم. دلم عشق محکمیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 21:17

زن ها
زخم های زیادی برای نگفتن دارند
زخم هایی که از چشم هایشان سر باز می کند

و خوب دیدن
تنها تفاوت مردی ست
که همیشه می ماند...

برچسب: نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 17:48

لیلی زندگی است... لیلی زیردرخت انارنشست،درخت انارعاشق شد،گل داد،سرخ سرخ... گلهاانارشدند،داغ داغ.... هراناری هزاردانه داشت.دانه هاعاشق بودند،توی انارجا نمی شدند.انارکوچک بود،دانه ها بی تابی کردند، ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 17:48

هوای حوصله ام ابری است..... هوای دلم طوفانی است چشمی ازعشق می خواهم تا رود آفتاب بشوید دلتنگی مرا هنوز عشق در حول و حوش چشم من می چرخد از من گرفته اند چشمانم را کسی باب دلم نبود مرا در کوچه های محبت ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 17:48

هيخ زنى تمام نمى شود تا وقتى كارت زرد بى توجهى نشانش ندهند... مردى كه كلاهش را بچسبد كه باد نبرد همين ترس، تمام دارايى عاطفى اش را تقديم باد مى كند... حال دلم شبيه روزهاى آخر اسفند است، ميدود نميداند ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 17:48

امروز بعد از ۹۱ روز باریدم، نتوانستم قوی باشم ، نتوانستم خوشحالی ۱۰۰ روزه ام را افطار کنم، شکستم آنچنانی اذیت شدم که مثل شکستن نوکهای مداد رنگی ام بهت آب شدن آنچه به آن عشق می ورزیدم. ناراحتی پدر خوشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 17:48

بى تو اما عشق كى معناشود؟من امروز چه دلتنگ بودمالان مسافر مقصدى نامعلومم، نسشته ام و به هياهوى اين جماعت خيره امگرمى دستهاى تو  آنقدر سرد بود كه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: يکشنبه 29 بهمن 1396 ساعت: 11:34

وقتی بودنِ کسی تمام شد باید پذیرفت که تمام شده، دست و پا زدن فایده ای ندارد، باید بگذاری برود پیِ کار و زندگیاش، باید قبول کنی که شبیه خوردن یک نوشیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: يکشنبه 29 بهمن 1396 ساعت: 11:34

صفحه بندی